بى طاقتى ملائکــــــه و وساطت آهـــــــو

داستان زیر حکایت عاشقی آهو و فرشتگان نسبت به سید الشهدا (ع) و نمایش بخشی ازعظمت آن حضرت در دستگاه آفرینش است. حال بخوانید و قضاوت کنید آسمانیان و حیوانات چگونه طاقت اشک امام حسین (ع) را نداشتند و ولی شیاطین انسان نمای کوفه و شام با او چه کردند؟  و چگونه لاله هایش را پژمردند و قلب ولی خدا را رنجاندند!!!

روزى امام حسن (علیه السّلام) در کنار حضرت رسول (صلّى اللّه علیه و آله) ایستاده بود، که یک شکارچى در حالى که بچّه آهوئى را به همراه داشت وارد شد؛ و اظهار داشت : یا رسول اللّه ! من این بچّه آهو را شکار کرده ام و آن را براى فرزندانت حسن و حسین (علیهماالسّلام)هدیه آورده ام .

حضرت آن بچّه آهو را قبول نمود و به امام حسن داد و براى شکارچى دعاى خیر نمود.

و پس از ساعتى امام حسین آمد؛ و چون دید برادرش با بچّه آهوئى سرگرم بازى است؛ گفت : آن را از کجا آورده اى ؟

جواب داد: جدّم رسول اللّه آن را به من داد.

امام حسین سریع به سوى جدّش رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) روانه شد و اظهار داشت: چرا به برادرم بچّه آهو داده اید و به من نمى دهید؟!

و مرتّب این سخن را تکرار مى نمود و حضرت رسول نیز او را با ملاطفت و مهربانى دلدارى مى داد، تا آن که حسین (علیه السّلام)مشغول گریه شد.

ناگاه جلوى مسجد سر و صدائى به پا شد، دیدند که گرگى آهوئى را به همراه بچّه اش آورده است .

همین که نزد حضرت رسول (صلّى اللّه علیه و آله) رسیدند، آهو با زبان فصیح ، به عربى لب به سخن گشود و گفت: یا رسول اللّه ! من داراى دو بچّه شیرخواره بودم ، یکى از آن ها را شکارچى گرفت و براى شما آورد؛ و این بچّه برایم باقى ماند و خوشحال بودم .

و هنگامى که مشغول شیردادنش بودم صدائى شنیدم که مى گفت :

زود باش ! با سرعت بچّه ات را نزد پیامبر خدا بِبَر، چون حسین (علیه السّلام) با حالت گریه درخواست آن را دارد؛ و تا قبل از آن که اشک بر گونه هایش جارى گردد، خودت را با بچّه ات باید آن جا رسانى ؛ وگرنه این گرگ تو و بچّه ات را نابود مى کند.

و سپس گفت: یا رسول اللّه ! من مسافت زیادى را با سرعت آمده ام و خدا را شکر مى گویم که پیش از جارى شدن اشک بر صورت مبارک فرزندت حسین خود را به اینجا رسانده ام .

در این هنگام صداى تکبیر از جمعیّت بلند شد؛ و حضرت براى آهو دعا نمود و بچّه اش را تحویل حسین علیه السّلام داد؛ و آن را نزد مادرش حضرت زهراء (علیها السّلام) آورد و همگى شادمان گردیدند.(۱)

 ۱. بحارالا نوار: ج ۴۳، ص ۳۱۲.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *