پنـــــــدارِ ترسنـــــاک

فروشگاه نیمه بزرگی بود. جلوی درب فروشگاه تابلویی نصب شده بود که « خرید فقط با عابر بانک صورت می گیرد» چرا؟ چون که رئیس میخواست خیانت فروشنده هایش را کمتر کند و پول مستقیما به حسابش واریز شود، چراکه کارگران قبلی از فروش نقدی، سو استفاده کرده بودند. ( هرچند این روش هم صدرصدی جواب نمیداد، ولی به نظر می رسید که بهتر باشد)

رئیس، کارگر ساده ای را استخدام کرد و چون اطلاعات زیادی نداشت برایش یک حساب بانکی افتتاح کرد.

چهار ماه اول خیلی خوب گذشت و این کارگر ساده ی ما، همه چیز را یاد گرفت، رئیس و کارگر، راضی بودند و او چنان خودش را نشان داد که اعتماد صدرصدی رئیس را جلب کرد. از اینرو، رئیس رمز خاص پایانه ی فروش فروشگاه را به او داد و حساب و کتاب ها را با خیال راحت به او سپرد.

پس از این ایام، کارگر ساده که همه کار شده بود نقشه ای به سرش زد وبا خودش گفت: حالا که رمز را دارم، میتوانم در ساعاتی از ساعات فروش، پایانه بانکی فروشگاه را بروی حساب خودم تنظیم کنم تا کارت های بانکی کشیده شده ی مشتریان به حساب من واریز شود، البته به مقدار بسیار کم، مثلا روزی نیم ساعت.

یکماه به این صورت گذشت و پیامک های دریافتی از بانک  که با کشیدن هر مشتری بروی صفحه ی موبایلش می آمد، حرص و طمعش را افزون می کرد.

کم کم ساعات بیشتری را برای حساب خودش تنظیم کرد و خوشحال بود که رئیس این چنین به او اطمینان دارد و فکر خیانت او را هم در ذهنش نمی پروراند، امــــــــــا…..

غافل از این که رئیس، از همه چیز باخبر بود. او دستگاه را طوری تنظیم کرده بود که در صورت تعویض شماره حساب به او پیامک هشداری بفرستد و حتی برای احتیاط بیشتر موقع افتتاح حساب کارگرش، شماره موبایل خودش را هم جهت اطلاع از برداشت و واریزها داده بود…

حال تصور کنید، او خیانت می کند و چون رئیس چیزی نمی گوید، گمان می کند که خبر ندارد و هروز خیانتش را بیشتر می کند و بار عقاب و مجازاتش را بیشتر می کند….

 آری حال حکایت برخی بندگان با خدا نیز این چنین است؛ خدا طوری  گناه و خطای بندگان را می پوشاند و مانند آن رئیس به روی بندگان نمی آورد و آبروریزی نمی کند که شخص گمان می کند که بخشیده است و از توبه واقعی غافل می شود و یا توبه شکنی پی در پی، راس امورش می شود…

و چه زیبا امیر المومنین، امام علی (علیه السلام) در حکمت ۳۰نهج البلاغه فرموده است: «هشــــدار!!! هشـــــدار!!! به خداوند قســــم، خداوند چنان پرده پوشی کرده است که می پنداری تو را بخشیده است.»

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *